شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

راههای چینی مبارزه با آلودگی هوا در مالزی

هوا آلوده شده و من دارم خیلی سخت نفس می کشم درسته شما هم اگه دوست دارین یه کم از این روشهای چینی استفاده کنید و کمتر به ریه هاتون آسیب بزنید. 

برای  نجات ریه ها

  1. گلابی و سوپ بادوم بخورین
  2. سوپ قارچ سفید درست کنید
  3. Raw-liquorice جوشونده شیرین بیان- برای سرفه و التهاب گلو هم مفید است.
  4. سوپ لوبیا سبز
  5. کدو حاوایی
  6. نوشیدنی پیاز گل سوسن و قارچ برفی Lily bulbs with snow fungus
منبع
+ کتایون ; ۱:٤٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳٩٤/٧/٥
comment نظرات ()

لیست مراکز اهدای خون

لیست مراکز انتقال خون استان تهران

مراکز اهدای خون

1- پایگاه مرکزی اهدای خون ( همه روزه و جمعه ها )
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، بالاتر از تقاطع طالقانی، شماره 99
تلفن: 5-88959093 تلفن گویا : 88972298 ساعت کار: 8 الی 22:00

2- واحد اهدای خون ولیعصر (عج)
میدان ولیعصر ، ابتدای بلوار کشاورز، ضلع جنوب غربی میدان
تلفن: 88899526 ساعت کار: 8 الی 20:00

3- واحد اهدای خون پیروزی (شهید اسدی آذر)
خیابان پیروزی، بین خیابان اول و دوم نیروی هوایی، پلاک 271
تلفن: 77479378 ساعت کار: 8 الی 20:00

4- واحد اهدای خون صادقیه
ضلع شمال غربی فلکه دوم صادقیه، جنب آموزشگاه دخترانه بعثت
تلفن: 44061212 ساعت کار: 8 الی 20:00

5- واحد اهدای خون نارمک ( همه روزه و جمعه ها )
بزرگراه رسالت، بین میدان رسالت و چهارراه سرسبز، نبش خیابان 49
تلفن: 77805570 ساعت کار: 8 الی 20:00

6- واحد اهدای خون آزادی ( همه روزه و جمعه ها )
میدان آزادی، داخل پارک المهدی (عج)، جنب ساختمان شهر کتاب
تلفن: 66055009 ساعت کار:8 الی 20:00

7- واحد اهدای خون امام حسین (ع)
میدان امام حسین، ابتدای خیابان انقلاب، زیر زمین پاساژ سادات
تلفن: 77529966 ساعت کار:8 الی 20:00

8- واحد اهدای خون نازی آباد ( فقط روزهای زوج )
بازار دوم نازی آباد، کوچه نیکومرام، طبقه اول پاساژ الزهرا
تلفن: 55081301 ساعت کار: 8 الی 20:00

9- واحد اهدای خون شهدای چیذر ( فقط روزهای فرد )
خیابان حکمت ،چیذر، میدان ندا
تلفن: 22674535 ساعت کار: 9 الی17:30

10- واحد اهدای خون بیمارستانی میلاد
بیمارستان میلاد ورودی3 طبقه همکف،جنب آزمایشگاه
تلفن: 82032169 ساعت کار: 8:30 الی 17:00

11- واحد اهدای خون متروی شهرری ( همه روزه و جمعه ها )
ضلع شمالی متروی شهرری
تلفن: 55905515 ساعت کار: 9 الی 20:00

12- واحد اهدای خون متروی امام خمینی (ره)
میدان امام خمینی (ره)، ابتدای باب همایون
تلفن: 33991010 ساعت کار: 9 الی 20:00

13- واحد اهدای خون ورامین
کمربندی شهید بهشتی، خیابان مجتمع ادارات، خیابان امیرکبیر، کوچه خیام
تلفن: 36245377 ساعت کار: 8 الی 16:30

14- واحد اهدای خون رباط کریم ( فقط روزهای فرد )
رباط کریم، بلوار مصلی، ضلع جنوب غربی میدان معلم، روبروی مرکز پیش دانشگاهی دارالعلم
تلفن: 56412055 ساعت کار: 8 الی 17:30

15- واحد اهدای خون شهدای افسریه
بزرگراه بسیج، نرسیده به 20 متری افسریه، نبش کوچه 28 (شهید میراسماعیلی)
تلفن: 33659888 ساعت کار: 8 الی 20:00

16- واحد اهدای خون قدس ( فقط روزهای زوج )
شهرستان قدس، خ 45 متری انقلاب، بوستان آزادگان، نبش خ صنعت 2
تلفن: 46833020 ساعت کار: 9 الی 17:30

17- واحد اهدای خون شهدای شهریار
شهرستان شهریار، خیابان انقلاب، روبروی امامزاده اسماعیل (ع)
تلفن: 65263000 ساعت کار: 9 الی 17:30

18- واحد اهدای خون شهید باقری
میدان خراسان، خیابان خاوران، خیابان شهید قنطار، پلاک 21
تلفن: 33437006 ساعت کار: 8 الی 20:00

19-واحد اهدای خون شهدای کوٍثر (راه اندازی جدید)
سعادت آباد ، بلوار دریا ریا ، میدان کوثر تلفن
تلفن: ---------- ساعت کار : 9 الی 20:00 (همه روزه به جزء ایام تعطیل)

20-واحد اهدای خون ابوذر
میدان ابوذر (فلاح) ، خیابان ابوذر، بعد از بیمارستان ضیائیان -بین باقری و اصغر نژاد - پلاک 706
تلفن:---------- ساعت کار : 9 الی 17:30(همه روزه به جزء ایام تعطیل) —

+ کتایون ; ۱:٠٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۱/٥/٢٢
comment نظرات ()

 

خدایا شکرت!

اگه این پست و می خونی بدون یه نفر

به همه اون چه که بهش دادی ذوق می کنه...

و همه اون چیزایی که نتونسته بدست باره دوباره امتحان می کنه تلاش می کنه.

یه دنیا شکرت!

+ کتایون ; ٥:٤۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/٥/۱٧
comment نظرات ()

 

رخت من رنگ هزار درده و داغ

نه دل تاریکی دارم نه چراغ

کاش میشد سایه رو پر رنگ کنم 

دل هم سایه رو  یک رنگ کنم

نخ آفتاب و بدوزم به شبا 

گرد شادی رو بریزم تو هوا

کارت دلتنگی و هوشمند کنم

دست تنها شده رو بند کنم

نقش پینه های یه کارگر و

به رخ گدای بی عار بکشم

روی پله های هر بولهوسی

به جای  نوردبون مار بکشم

گوشه بشقاب چاپلوسای شهر

یه عالم فلفل قرمز بپاشم

وقتی بد بیاری هی در می زنه

خیت بشه ببینه خونه نباشم

سر به صحرای سیاهی می زارم

واسه این دردا اگه چاره ای نیست

دیگه سرگیحه امونم نمی ده

وزیر غصه آخه کاره ای نیست

+ کتایون ; ۸:٥٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۱/٥/٥
comment نظرات ()

 

ل ل ل...لبله (3)
لبله (4)...ل ل ل

 



+ کتایون ; ٧:۳٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/٤/٢۸
comment نظرات ()

شماره بازی

تو شیش و بش نوشتن بودم

یکی گفت هشتش گروی نهشه

یکی دوبار دلم براش سوخته بود

اما چشماش داشت  دو دو می زد...

+ کتایون ; ٤:۳٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۱/٤/٢٢
comment نظرات ()

باغبان

باغبان!

تا کی به این درخت آفت زده جولان می دهی؟

تا وقتی که نا امید شوم.

چطور هنوز نا امید نشدی ؟

بیم من  از آفت نا امیدی بیشتر است تا آفت این درخت...

+ کتایون ; ۳:٠٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۱/٤/٢٢
comment نظرات ()

افسانه شلغم تلخ

یکی بود یکی نبود 

زیر گنبد کبود

توی شهر  میوه ها

شلغم کوتوله غمناکی

عصبانی و لجوج

از تمام میوه ها و سبزی ها هم شاکی

پاشو می نداخت روی پاش

کسی رو  راه نمی داد

صبح و شب بارون و و آفتاب می گرفت

یه کمی تکون نمی خورد از جاش

آخه درد بدی داشت

از حسودی توی شهر

تتهای تنهای تنها بود

هیچ هم بشفابی خوبی نداشت

با خودش می گفت چرا من انقدر بی رنگم

چرا هیچ مزه خوبی ندارم؟

چرا مثل گوجه قرمز نمی شم

یا مثه سیب  دم چوبی ندارم؟

چرا تو دلم شبیه یه انار

دونه دونه خال قرمز نداره

یا مثه هندونه نیست خنده من

هیچ کی شکلم و چرا دوست نداره؟

نه مثه کیوی و نه انگورم

نه مثه طالبی پر زورم

با خودش همین که غرغر می کرد

دلش و از حسودی پر می کرد

وقتی دیدخالی شده دور و برش

نقشه بدی اومد توی سرش

شب که میوه ها همه خواب بودن

شلغم از کنج خونه زد بیرون

رفت سراغ میوه ها

آروم آروم ترسون

همه رنگا و از اونا  گرفت

پوست سرخابی گوجه

دل خوش رنگ انار

بوی نارنجی پرتغال کیلوی هزار

حتی اون کلاه بادمجون و هم

از سرش دزدید و رفت

صبح فردا همه ترسیده بودن

میوه ها چون همه پوس کنده بودن

شهر میوه ها دیگه رنگی نبود

شلغم اما شده بود رنگ و وارنگ

حسرت اون همه بی رنگی نبود

ولی پادشاه میوه ها  جناب انگور

 که می گفتن سره به تموم میوه های شهر

باخبر شد از این حقه

وقتی دید میوه های ساده نشستن توی قهر

دیگه مشکوک شده بود

به تموم رنگای جدید این میوه  نو

به کلاهش که گشاد بود و ولو

خلاصه فرستادن میوه های شاکی رو تا

اونو پرس و جو کنن

ببینن پوست خودش بوده یا نه

کلی بررسی کنن

وقتی معلوم میشه بله

آقا دزدی کرده

پادشاه میوه ها حکمشو جاری می کنه

جرمش و دزدیدن مزه و رنگ

از تموم میوه ها

و به  قانون طبیعت اونو راهی  میکنه

تا همیشه مزه تموم میوه ها رو تنهایی بده

وقتی شلغم اینو می شنوه می گه

این چه حکمیه دیگه؟

ترشی سیب و انار 

 انگور شیرین و با طعم خیار

این که هیچ مزه خوبی نمیشه

میوه ها همه بهش می خندن

اینه که شلغم ما تلخ میشه

وقتی می فهمه که خاصیت داره

اما تلخ و تنهاست

خیلی آزرده میشه

ولی خوب کاری نمیشه دیگه کرد

واسه بخشیدن اون 

بچه های مهربون 

توی بشقاب اگه دیدینش ازش بردارین

یادتون باشه چرا تلخ شده

نزارین خیلی خجالت بکشه

چون اگه شما خجالتش ندین

پادشاه میوه ها یه روز اونو می بخشه

با تخلص از داستان The legend of the bitter gourd

نوشته Augie D. Rivera, Jr.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ کتایون ; ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٤
comment نظرات ()

 

 چشم چشم دو ابروووووو

دماغ و دهان یه گردوووووو

چوب چوب چوب چوب پمبه
قصهٔ مأ قشنگ 
قصهٔ آدمأیی 
که خواب دیدن پریدن
خونه و باغشون رفت 
۲ تا بلیط خریدن
بلیطای بی‌ برگشت 
به جنگل درندشت
مسافر همیشه
کی‌ میدونه چی‌ می‌شه
خونهٔ ما تو ابراس
بارون مگه نمی‌شه؟
خوب میریم رو درختا
درخت که خسته می‌شه!!!
کوه و چی‌ دوس نداری؟
آتیش کوه همیشه
کجا بریم بگو تو
من که سرم نمی‌شه
اینهمه جا رو گفتم
بریم یه جای ساده
بی‌ دمپایی پیاده
بریم یه جا که تو راه
هی‌ نکنی‌ افاده :د
همسایه ها بخندن
مرغا همش بخونن
بریم یه جا که مردم
قدر ما رو بدونن!
اونجایی که تو میگی‌...
از اینجا خیلی‌ دوره
بریم مگه چی‌ می‌شه؟
موندن اینجا زوره؟
کوه و درخت و ابراش
نمیگی مهربون نیست؟
نه نمیگم بریم خوب
خوشبختی‌ که آسون نیست!

 

+ کتایون ; ٩:۳۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/٩
comment نظرات ()

 

صدایت را ار روی سرت بردار 

اینجا ایران نیست

+ کتایون ; ۳:٤٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/۳/۱٠
comment نظرات ()

← صفحه بعد