شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

 

اگر عنقا ز بی برگی بميرد

شکار از دست گنجشکان نگيرد

دلم واسه بعد امتحانا پر می زنه ميام همه اونايی که برام کامنت پياده شدن می خونم

و مثله هميشه کامنت تاريخ گذشته می ذارمغزل و که حتما و آقای موازی و کوزه خانوم  ...ببخشه هنوز نخوندم ۳ تا امتاحان پشت هم

شکوفه می گه:به کسی نگو من در اومدم بهار چند وقته ديگه مياد. قدمت روی چشم  شکوفه خانوم ولی سرماشم پای خودت ما که حالشو می بريم

 

+ کتایون ; ٢:٢٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٢/۱٠/٢٧
comment نظرات ()

 

سلام به خودم که هر چی دلم واسش تنگ ميشه بازم کمه!
امتاحانا که تموم شد ميبينمتون خانواده و بر وبچ احساس خوب درسخون بودن ميکنم
يکی بياد بهم تحقيق بده
های آدمها که در ساحل نشسته شاد و خندانيد
يک نفر مياد که من منتظر ديدنشم
مثه يه معجزه اسمش تو اونی همونی
تو همونی اگه شب قصه بگی چشم بی خوابم و پر خواب می کنی
تو همونی اگه با من بمونی
...
من و از آرزو سيراب ميکنی
حالا بندری بيا(جلف)نتيجه:آخر شب وبلاگ ننويسم
+ کتایون ; ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٢/۱٠/٢٥
comment نظرات ()

 

تا سقف فرود آمده مهتاب ندارند

اينجا همه در غصه هم خواب ندارند

ويرانی تو مردم تو تاب ندارند

يک زلزله خاموشی تو درخور اين تا

يک کشور از اين خواب گران  چشم گشايند

تا علم ندارند خدا را نشناسند

تا بت نشکستند کسی را نستايند

زيبای ويرانی تو پند چه دارد؟

هشدار زمين را  که زمان صبر ندارد

با خاطره شهر دل خوش به چه ارزد

نخل است که جا مانده و يک قبر ندارد

...سهم کوچک من به همه آنها که از جنايت غفلت مان خاموش شدند

+ کتایون ; ٩:٥٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٢/۱٠/٢٠
comment نظرات ()

 

چه بده آدم تولدش تو فرجه ها باشه
بدتر از اون اينه که نز ديکای تولدش کلی آدم پرواز بم ـآخرت داشته باشن.

+ کتایون ; ٢:۱۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٢/۱٠/٩
comment نظرات ()

 

صدام حسين کجايی؟

مرديم از اين جدايی...

+ کتایون ; ٩:٢۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٢/۱٠/٢
comment نظرات ()

 

 چشمهايم پر از پروانه می شود وقتی  

يک شاخه گل می گيرم از تو...

اينجا نوشته بود امروز دوشنبه است ولی امروزسه شنبه بود همه بدونين

 

 

 

+ کتایون ; ٩:۱۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٢/۱٠/٢
comment نظرات ()