شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

 

من اين روزا فقط يه کم پر رنگ شدم به عکسای قديمی ها که نگاه می کنم خيلی تر گل ور گل تر و سر و ساده بودن و حالا با اخمای کج و کولشون ...زورشون می رسه ديگه
...شعرم بند اومده ولی هيچ کس ناراضی نيست اين يه واقعيته حرف خوب و مفد هميشه بوده
هميشه هست اما واسه تجربه اين همه حرف اين همه سنگ که بدون کفش می خوای بره توی پات واسه سوختن واقعی روی ماسه های داغ يه دل واقعی می آفرينم از شعرهام برای لطيف نگه داشتنش استفاده می کنم و ديگه هيچی مهم نيست...
دلم می خواست تب و تا آخر می رفتم
ولی هر کی تب می کنه پای لرزشم ميشينه
+ کتایون ; ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٢/۱۱/٢۸
comment نظرات ()

 

اين شعر تازه واسه خود شيرين کلاسه
شيرين کله گنده که خيلی بی کلاسه
چشماش مثه کش مشه مماغشم گيلاسه
وقتی اين و می خونه که تو يه دست لباسه
لباس و کی خريده همون که کله تاسه
پولدار که میشه میگه به شما چی می ماسه؟
من آب زرشک می خورم اون ولی هی گلاسه
جفنگیات رو نخوندید هم چیزی ازتون کم نمیشه

يه بار يه لاک پشته ميخواست خالی ببنده ميگه دويدم و دويدم
+ کتایون ; ٢:۱٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٢/۱۱/٢٠
comment نظرات ()

 

سياه چشم من از غصه ام نمی داند

ترانه های مرا هر چه هم که می خواند

دلم که تنگ ميشود او هنوز در راه است

به محض اينکه ميرسد می رود نمی ماند

کنکورياش بگن مصرع آخر چند جمله است

+ کتایون ; ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٢/۱۱/۱٥
comment نظرات ()

 

صدای تو تنها آهنگ آشنای دل منه تو دلت حرف نزن

+ کتایون ; ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٢/۱۱/٥
comment نظرات ()