شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

 

پشت بام خانه ما قلعه گنجشکها بود، تا همين ديروز که درختها از حسادت شاخ و برگ در آوردند

+ کتایون ; ۸:٤٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٢/٥/٢۱
comment نظرات ()

 

دود اين شهر چشاتو  کور می کنه

اختيارتو می گيره تو رو مجبور می کنه

تا بخوای ساده بگردی مثه باد

غمه بادبادک مياد قلبتو ساطور می کنه

 

+ کتایون ; ۸:٤۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٢/٥/٢۱
comment نظرات ()

 

خشم گرفت ابلهی 

               رفت ز مجلس شهی

گفت شهش که شاد رو

            جانب ما روان مکن

خشم کسی کند که او

                            جان و جهان ما بود

خشم مکن تو خويش را

                          مسخره جهان مکن

مولانا

+ کتایون ; ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٢/٥/٧
comment نظرات ()

 

يه عمرو پرسه می زدم

تو کوچه های بی کسی

گفتم تو اومدی می خوای

به درد قلبم برسی

خونه دنج و با صفات

يادمه پشت بيشه بود

کلاغ قصه های من

سياه تر از هميشه بود

سيبای سرخ عاطفه

تو دستای تو تا رسيد

نزديکای اومدنت

کلاغه از شاخه پريد

يه روز بزن برو سفر

بيرون اين تير و تشر

برو سراغ دل تنگ

دفتر مشقتم ببر

بزار بهونه های من

بمونه آخر کتاب

جدول جادويی عشق

آسونه اندازه آب

برو از اين شهرشلوغ

برس به آسمون پاک

به آسمونيا بگو

خيلی خرابه دل خاک

برو بگو که دخترا

يه دار قالی ندارن

تو سفره هاشون آدما

يه نو ن خالی ندارن

دنيای گردمون بگو

از گوشه و طعنه پره

نون شعور هممون

هميشه اينجا آجره

پرنده ديروزمون

هنوز تو چنگ قفسه

برو شايد دست تو باز

به فهم فردا برسه

معجزه اومدنت

ستاره ها رو ساده کرد

تو آسمون شب نگاه

يه ماه نو پياده کرد.

...

 

 

+ کتایون ; ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٢/٥/٧
comment نظرات ()

 

می گما من به هيچ دردی نمی خورم برم بمی رم هر کاری ميکنم پر از گند کاريه اون از
رانندگی کردنم اون از بچه نگهداشتنم که به جای بلدين بهش تايد دادم اونم از ابراز
علا قه يکی نيست بگه کی از تو امضا گرفته که انقدر خوذتو تحويل می گيری مو ندم اين همه
اعتماد به نفس و از کجا آوردم
+ کتایون ; ٩:٢۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٢/٥/٥
comment نظرات ()