شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

 

 يه ترس شيرين همه قلبمو گرفته

رانندگی تنهايی واسه اولين بار از خونه تا دانشگاه

هيچ کی نمی دونه الان ماشين دم در دانشگاه پارکه و من دفعه اولمه

هيچ کی نمی دونه

+ کتایون ; ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٢/۸/٢۸
comment نظرات ()

 

طرح لبخند تو را ماه ندارد به خدا

عشق تو شور چرا...آه ندارد به خدا

کسی از از گنج خيال تو فراوانم کرد

که به من گفت از اين شاه ندارد به خدا

جام جز وسوسه آنی ديدار تو نيست

مست بيهوده شده راه ندارد به خدا

+ کتایون ; ۸:۳٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٢/۸/٢۱
comment نظرات ()

 

مزرعه هميشه سبز نيست

اما پاهای ما هميشه تو گله

می دونی چی منظره اين سرزمين و دوست داشتنی می کنه؟

دستای ما که از هم جدا نميشه

+ کتایون ; ٢:۳٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٢/۸/۱٩
comment نظرات ()

 


I gave you all the love I got
I gave you more than I could give
I gave you love
I gave you all that I have inside
And you took my love
You took my love

Didn't I tell you
What I believe
Did somebody say that
A love like that won't last
Didn't I give you
All that I've got to give baby

I keep crying
I keep crying for you
There's nothing like you and I baby

This is no ordinary love
No ordinary love
This is no ordinary love
No ordinary love

When you came my way
You brightened every day
With your sweet smile

+ کتایون ; ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٢/۸/۱٤
comment نظرات ()

 

نا گفته هايی هست با تو
جايی که يک فواره دارد
جايی که بال خسته من
تنها دو راه چاره دارد
يا بسته باشد بپوسد
يا از تو بال و پر آرد
ايوان سبز تو پيداست
بيچاره مرغ آن ندارد
بگذار پر وا کند مرغ
هر خانه اين ايوان ندارد
می خوانی از شوق رهايی
يک جوجه درد نان ندارد
از حس مشهئوری که هر چند
اين روزها پنهان ندارد
+ کتایون ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٢/۸/۱۳
comment نظرات ()

 

کشک چيه؟پشم چيه؟
يک روز خيلی طو فانی مردی چوپان بالای درخت چه ميکرد؟ديد ميزد مرتع های دور را طوفان شديدا گرفت رعد و برق و از اين حرفها مرد با خود گفتندی بار خدايا همه گوسپندانم ازآن تو باد مرا به زمين برسان/باد آرام شد مرد بلا فاصله گفت بارخدايا از پشم گوسپندانم خواهم بخشید هوا که آرام تر شد چوپان مفنگی گفت کشک آن هم کفايت می کند مر ضعيفان را تا اينکه آسمان را آفتاب در هم پيچيد چوپان بيصفت اضافه کرد:پشم چیه؟ کشکه چیه؟
اين حکايت برای خويشتن خويش خوانيد و نامی از من بريد در اين ماه مبارک
+ کتایون ; ٢:۱۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٢/۸/۱٢
comment نظرات ()

 

سلام ...
خدايا از تو هيچ چی نمی خوام جز يه سبد آبی که آرزوها مو بهت برسونه اونطوری که کسی تو آسمون اون و نشون نگیره...با...با..موهای شرابي اونطوری که انقدر معمولی نباشه...نه وايسا يه چيز ديگه می خوام تا دم افطار گرسنه گرسنه گرسنه باشم خدايا خوب که فکر می کنم می بينم بازم چيزهايی هست که ازت ميخوام پس جمله اولمو به بزرگيت نشنيده بگير...
+ کتایون ; ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٢/۸/۱٠
comment نظرات ()

 

سلام از جناب آقا سهراب کمال تشکر را دارم
فرمودين زير باران بايد رفت اونم بی چتر ديگه
۴ روزه running noseدارم باsore throut
+ کتایون ; ۸:٥٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٢/۸/٦
comment نظرات ()

 

سگه ولگرده که استخون می خواد

مرده مسته که سراغ سگ مياد

ماموری که دنبال مست ميره

زندونی که دنبالش داره مياد

زنجير محکم آويزون اون

استخون و می کشونه رو زمين

توی دايره سر جات می رسی

همه پشت سر هم فقط همين!

 

 

+ کتایون ; ٢:٤۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٢/۸/٥
comment نظرات ()

 

چشمهايم

يک سپاه ابر دارد مسلح به سر نيزه باران

هر وقت اراده رفتن کنی

قيامت را به تو نشان خواهد داد

+ کتایون ; ٢:۳٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٢/۸/٥
comment نظرات ()