شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

 

کسی تو ر و کوک زده ؟ باید بشکافمت از روی مدل هيچ کس هم نگاه نمی کنم چقدر همه تکراری و مثله هم شدن کسی من و کوک نزنه لطفا واسه کوک کردن ميايید ولی کوک ميزنيد
ديگه نمی خوام از خود خودم بزرگتر باشم.
+ کتایون ; ۳:٠٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸۳/۱/۳٠
comment نظرات ()

 

از کارگاه صنع خداوند به خاطر آفرينش تو سپاسگذارم
+ کتایون ; ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۳/۱/٢٥
comment نظرات ()

 

سلام اينروزها گاهی می افتم رو دنده لجبازی با اين روال هميشگی
همين روزمره لعنتی ولی کی زورش بيشتره ؟واسم از باور کردن خودم نگو چون تنها کسی که تو ين خونه من و اور داره خو دمم
ديگه از پاکی هم نگو چون خيلی چيز ها رو آلوده می بينم
استکانای تو دستشويی و لباسای توی سبد کدوم پاک کننده می تونه دل من و پاک کنه مثله وقتی که ۵ ساله بودم. ديگه از ستاره هم نگو چون پشت يه چتر دودی گم شده آفتب هم اينروزا فقط به بندای رخت می رسه می بينی سر همه شلوغه منطق هيچ کدوممون به هم نمی خوره چه فرق می کنه من سرم و واست تکون می دم ولی تو دلم می گم تو يه بی منطق بی خاصيتی که جز توجيه کردن خودت هيچی برات مهم نيست
من با خودم بودم که گفتم ديوونه ولی يه ديوونه می تونه همه آدمای به ظاهر عاقل و بلند بلند مسخره کنه نه مثله موذی ها توی دلش من از همينجا همه اونايی رو که به خاطر کارای مسخره هر روزشون به همديگه بد وبيراه ميگن و همه اونايی رو که وجدانشون هميشه مثله شلوار راحتی منگوله دار آسوده است مسخره می کنم
و اين آخری و با تو ام چه فرق می کنه من با تو هر دومون دو ضميريم برای يک روح
+ کتایون ; ۱:٢٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸۳/۱/٢٢
comment نظرات ()

 

ديوونه
+ کتایون ; ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸۳/۱/۱٥
comment نظرات ()