شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

 

درختا گل آشيونه دادن

اگه تو بودی شايد هيچ وقت دير نميشد

اگه تو بودی شايد يکی از اين آشيونه ها خونه ما بود

درخت ما بود ولی الان تماشای اونا چه خالی از لطف رو چشمای آدم می ماسه مگه نه؟

ولی من يکيشون و نشون کردم يه عالمه چوب خشک جمع کردم  اين درخته گمون نگنم صاعقه اذيتش کنه من جا گرفتم و به اون نقطه سياه ته آسمون خيره شدم

اون نقطه که داره نزديک ميشه و هر چی مياد جلو بيشتر شبيه تو ميشه

اون نقطه که ديگه نمی خوام يه نقطه بمونه.

+ کتایون ; ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳۸۳/۱٠/٢۱
comment نظرات ()