شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

 

سلام حال شما؟قربونت برم...کم پيدايی...چه خبرا...
چه الکی! روزی هزار نفر اينطوری با هم وقت تلف می کنن فکر کن همه اين حرفا رو از کل کلمات روزانه کسر کنيم يه مشت حرف مضخرف ديگه می مونه که سر شو بگيری می بينی يا چيزی ازت می خواد يا کاری داره که خيلی خيلی مهم تر از حالو احوال کردنه..
یه فنجون چایی هست با اون که این همه راه میاد تا حال من و بپرسه و هیچ چیز دیگه نمی خواد؟
یه فنجون چای که عطر بهار نارنج داره

+ کتایون ; ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸۳/٢/۱٩
comment نظرات ()

 

پروانه ها در پيله ديروز
هر يک به تذهيب نقوش رنگ رنگ جاودان خویش
یک آرزو دارند
با چون تو گل ... یک خلوت کوتاه
بی شمع ..در شور و شعف آیند

پروانه ها یک روز می آیند
یک روز می آیند
+ کتایون ; ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸۳/٢/۱۳
comment نظرات ()

 

اينجا پر از آيينه و شمعدان است

اما  عروس ..

اينجا عروسک..راهبندان است

اما عروس نيست

اما داماد...

چشم تمام عاقد ها روشن

 

+ کتایون ; ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸۳/٢/۱٢
comment نظرات ()

 


تقديم به رياضی دان کوچک
+ کتایون ; ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸۳/٢/٩
comment نظرات ()

 



خورشيدتان كجاست ؟! …نگوييد : « ذره نيست !!…»
كوهي كه كوه باشد از آغاز دره نيست !!

بع بع كه نه…! به فِخ فِخ او خوب گوش كن !
اين گرگ سالخوردهء خشم است ، بره نيست !!

اين بائوباب ، باغچه را تكه تكه كرد
هي ريشه… ريشه… ريشه… ! سزاوار اره نيست ؟!

هي پوست مي كنيد و تعارف ! … ولش كنيد !
پوسيده پرتغال شما !… پره پره نيست !

گيرم دوبار پشت سرهم عَلَم شويد :
شوري كه توي (شين)ِ شرر هست در (رِ ) نيست !!

گيرم عروسي است : جهالت به عقد جرم !
خر داغ مي كنند ! …نه ! گفتم كه ! …بره نيست !!

…خير است !…گرچه نه !…نه عزيزم !…نه خير ! …نيست !!
از خيرِ «هست» فاصله ها داشت شرِ «نيست» !!
این شعر از ايشون کش رفتمايشون
+ کتایون ; ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸۳/٢/٦
comment نظرات ()

 

شعر چه باشد بر من تا که از آن لاف زنم
هست مرا فن دگر غير فنون شعرا...
+ کتایون ; ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸۳/٢/٦
comment نظرات ()