شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

 

اين روزا کم پيدا می شن اساتيدی که از دل سر کلاس يه مبحث و درس بدن وسطای اون گلوشون خشک بشه شور و شوق و تو چشمای دانشجو ببينن دلشون به حال زارش بسوزه و سعی کنن بزرگترين مسوليتشون و که همون ايجاد انگيزه تو دانشجوی بی خبره انجام بدن اما خوشبختانه دانشگاه ما تک و توک از اين آدما داره که من به شاگرديشون افتخار می کنم می خوام اينجا از يکيشون صميمانه تشکر کنم و بگم ما می بينيمتون وقتی صبح زود می آييد و با دلسوزی بدون ترس از موقعيت شغلی که اونم از بی سوادی بعضی از اساتيد گم نام ناشی ميشه به کار دانشجو ها می رسيد با خانومتون تماس ميگيريد و قرار نهار و لغو می کنيد فقط برای اينکه يه تحقيق رونوشت شده رو ورق بزنيد .ما اون پاکی درس دادنتونو اون دلسوزيتونو می فهميم ما از اون حلقه ای که تو انگشتای چروکيده شماست می فهميم مهربونی تو دلتون چقدر قدمت داره.

+ کتایون ; ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٥/٢/٢٤
comment نظرات ()