شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

خو دمونی

می خواستم خودمونی بگم اون شعرايی که مال من نيست می نويسم و اون شعرايی که مثلا مال من هستن مال توست تو که هر وقت گرمم ميشه يادت می کنم

آی فلانی توی اين جاده فقط ماشينه

 چی می خونی زير لب گوشای من سنگينه

تو نگاه کاغذيت خط خطيه بارونه

مشق شب گريه نداره به خدا آسونه

دنيا از خيلی چيزا خاليه عشق يه کمشه

چشای خيس تو از اين همه اشک يه نمشه

من و تو ريشه حرفامو نو هم گم کرديم

خو دمونو بی خودی قاطی مردم کرديم

...

+ کتایون ; ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٢/٤/۱٧
comment نظرات ()