شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

اواز من

مي پرسن از من اين و اون اخر چرا تو پريشوني
كي مي دونه چه مشگله اين درد بي همزبوني
هر وقت اين و تو خونه مي خونم همه سرم داد
مي كشن مي گن ايشاالله زودتر ميان مي برنت گوش ما رو هم نجات مي ده
ولي من ازش نمي گذرم اين همه تنهاييمو چطوري حساب ميكنه
شب لونه كرده تو چشام

خورشيد خانم كجايي؟؟؟؟خورشيد آقا
خون شد چشاي آسمون آي صبح تو كي مي آيي؟؟
تنها و خسته دل شكسته تا كي خدايا بشينم
از باغ خورشيد صبح كه خنديد مي رم
يه روز گل بچينم

+ کتایون ; ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٢/٤/٢۸
comment نظرات ()