شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

 

يه عمرو پرسه می زدم

تو کوچه های بی کسی

گفتم تو اومدی می خوای

به درد قلبم برسی

خونه دنج و با صفات

يادمه پشت بيشه بود

کلاغ قصه های من

سياه تر از هميشه بود

سيبای سرخ عاطفه

تو دستای تو تا رسيد

نزديکای اومدنت

کلاغه از شاخه پريد

يه روز بزن برو سفر

بيرون اين تير و تشر

برو سراغ دل تنگ

دفتر مشقتم ببر

بزار بهونه های من

بمونه آخر کتاب

جدول جادويی عشق

آسونه اندازه آب

برو از اين شهرشلوغ

برس به آسمون پاک

به آسمونيا بگو

خيلی خرابه دل خاک

برو بگو که دخترا

يه دار قالی ندارن

تو سفره هاشون آدما

يه نو ن خالی ندارن

دنيای گردمون بگو

از گوشه و طعنه پره

نون شعور هممون

هميشه اينجا آجره

پرنده ديروزمون

هنوز تو چنگ قفسه

برو شايد دست تو باز

به فهم فردا برسه

معجزه اومدنت

ستاره ها رو ساده کرد

تو آسمون شب نگاه

يه ماه نو پياده کرد.

...

 

 

+ کتایون ; ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٢/٥/٧
comment نظرات ()