شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

 

برادر من اون هرگز بوی دود نمی ده اين دود شهر لعنتي که به لباسش می چسبه
تمام دوستها حاضر
ارازلهای هر روزی نريزی دود تو حلقت
نه می ميری نه می سوزی
پک آخر
همون سيگار باريکی
که روی پله پرتش کردی و رفتی
ببين دودش گرفته آسمون خونه ما رو
نرفت از پنجره بيرون و
می سوزونه چشمارو

+ کتایون ; ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٢/٧/۱٦
comment نظرات ()