شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

 

آخر قصمونو تو می دونی تومی دونستی

من نمی تونم برم           تو می تونی       

تو  می تونستی...

اينطورياست ديگه بارون شعرم بند نيومده اما...

زيستن چنان  شمشادی نيست  که برای نمای بزرگراه، باغبان او را اصلاح ميکند

همه فلسفه اش در بی سامانی  است 

برای گنجشکهای دور دست چلوه گری می کند نه چشمهای آنها که مشتاق ديدنش نمی شوند حتی در ۱۰۰۰ دقيقه راه بندان.

چی گفتم!

 

+ کتایون ; ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٢/٩/٤
comment نظرات ()