شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

 

سلام به خودم که هر چی دلم واسش تنگ ميشه بازم کمه!
امتاحانا که تموم شد ميبينمتون خانواده و بر وبچ احساس خوب درسخون بودن ميکنم
يکی بياد بهم تحقيق بده
های آدمها که در ساحل نشسته شاد و خندانيد
يک نفر مياد که من منتظر ديدنشم
مثه يه معجزه اسمش تو اونی همونی
تو همونی اگه شب قصه بگی چشم بی خوابم و پر خواب می کنی
تو همونی اگه با من بمونی
...
من و از آرزو سيراب ميکنی
حالا بندری بيا(جلف)نتيجه:آخر شب وبلاگ ننويسم
+ کتایون ; ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٢/۱٠/٢٥
comment نظرات ()