شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

شما؟؟؟

چند تا دونه شعر از پس قانون جنگلي بر نمياد
وقتي اين و فهميدم تازه راه افتادم ببينم كي شوتم كرده تو اين دنياكه واسه جنس من مثله جوخه اعدامه.همه تو سري خوردن و آموزش مي دن و تحمل كردن كسي كه جلوي چشات حقت و ميخوره اين تحمل كردن چه فلسفه اي داره؟؟
صا حبخونه باهات حرف دارم...مي خوام بگم من اين سرنوشت از پيش تعيين شده رو نميخوام چند وقته ديگه دو يا كور و كچل زاييدن و با شيرين كارياشون سرگرم شدن من و راضي نميكنه...چند تا بچه كه اگه به شكمشون نرسي صداي سگ توله ميدن و تا به سن تشخيص مي رسن غلطاي ننه باباشونو ميگيرن .هيچ كس از اين جلو تر نميره
تصور مادري كردن فقط واسه ترس از نداشتن يه پشتوانه خودخواهيه محضه و من و بيزار ميكنه.لابد بچه من هم بايد وايسه تو صف اتوبوس و لپاش بچسبه يه شيشه يا اگه خيلي كارم درست باشه پشت ماشين تو ترافيك.عشقي كه از سر ترس آفريده بشه مفد نمي ارزه ...
+ کتایون ; ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٢/۳/٦
comment نظرات ()