شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

 

ظهر عاشورا در تهران

روی زمين دونه های برنج نذری ريخته توی جوبا پر از ليوان شربته اونطرفه خيابون راه بندونه چون يه زانتيا واسه يه ليوان شربت راه و بند آورده
کی می دونه شايد اگه امام حسين اينجا خيمه ميزد ۷۲ تا هم يار نداشت کی می دونه؟

-------------------------------------------------------------------


بدينوسيله از خانوم باران۵۷۶ مراتب عذرخواهی را می نمايم لطفا اگه من و بخشيدی يه ندايی بده عضله های وجدانم بد جوری درد می کنه
+ کتایون ; ٩:۱٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٢/۱٢/۱۳
comment نظرات ()