شاید دیر بشه

حرف ها می توانند سر آغاز سو تفاهم های بزرگ شوند، اگر دوست داشتنی در کار نباشد!

 



خورشيدتان كجاست ؟! …نگوييد : « ذره نيست !!…»
كوهي كه كوه باشد از آغاز دره نيست !!

بع بع كه نه…! به فِخ فِخ او خوب گوش كن !
اين گرگ سالخوردهء خشم است ، بره نيست !!

اين بائوباب ، باغچه را تكه تكه كرد
هي ريشه… ريشه… ريشه… ! سزاوار اره نيست ؟!

هي پوست مي كنيد و تعارف ! … ولش كنيد !
پوسيده پرتغال شما !… پره پره نيست !

گيرم دوبار پشت سرهم عَلَم شويد :
شوري كه توي (شين)ِ شرر هست در (رِ ) نيست !!

گيرم عروسي است : جهالت به عقد جرم !
خر داغ مي كنند ! …نه ! گفتم كه ! …بره نيست !!

…خير است !…گرچه نه !…نه عزيزم !…نه خير ! …نيست !!
از خيرِ «هست» فاصله ها داشت شرِ «نيست» !!
این شعر از ايشون کش رفتمايشون
+ کتایون ; ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸۳/٢/٦
comment نظرات ()