گفتيد روزه بگيريد سالهاست

ما روزهايم ساعت افطار كي گذشت؟

گفتيد نان و آب حرام است نخورده ايم

در سفره هايتان همه افطارمان نشست

گفتيد با خداست قسمت و روزي مردمان

كو پس خدا كجاست يكي تان نشان دهيد

افطار مردمي كه گرسنه اند

در سفره شماست يكي تان نشان دهيد

ما روزه ايم ولي چشم و دهان ما

كو پس خدا كه ببيند فغان ما

تا روزه بشكنيم به ناني كه حق ماست

تا بازگيرد از شما حق نهان ما

تا فطر خود سپاريم دست او

دست شما ببرد از جان و جهان ما

/ 1 نظر / 3 بازدید
aidin

اين شعرت بين همه شعرات از همه قشنگتره ...