دور دستها آوايی است که مرا می خواند

يه ابر کوچولو اين دور و برا نيست که واسه باريدن پی دليل نباشه
عشق زياد فلسفی و پيچيده نيست اين و از یه معلم فیزیک توی شهر دور که عاشق ستاره پروینه ياد گرفتم عشق اون تنها یک راه حل داشت گذشتن و گذشتن و باز هم گذشتن از تمام تیرگی ها تا ...خدت می دونه
....
گذشتم از کنارت تو ايستاده بودی
چقدر عاشقانه چقدر ساده بودی
تو پيش از اين دل من پر از اراده بودی
(هادی محمودی)
اين و هم از يه جا ديگه کش رفتم
دست از سر ما مردمان ساده برداريد
ما را به يک پروردگار تازه بسپاريد...
غزل می دونم تو بقيشو داری يه بار ديگه برام بخون دلم تنگه...

/ 5 نظر / 8 بازدید
qazal

سلام . بچه جون من چی کار کنم که شنبه بهت سر زدم ديدم هنوز آپ نکری ؟!!‌ بعدشم : چی می گی من بقيه شو دارم ؟ فکر کنم تا حالا نشنيدمش !! ..................................... تا بعد ...

kitkat

تو بودی يا ياقوت که بقيشو داشت؟

sara

در مورد معلم فيزيکت دروغ گفتی . مگه کارتون ... نديدی دماغت ميخاره ارررره .