آدم برفی

از کنارت گذشتم نديدی
آدم برفی بی نشانه
تو بت کوچک سرد و مغرور
حسرت بچه ها کنج خانه
هم دماغت هويج و دروغی
هم دهانت ته هندوانه
دور تو کودکان هيايو
دور تو شادی کودکانه
خوب می شد اگر می شنيدی
اين همه شور را صادقانه
دوستم شال گردن به تو داد
تو گرفتی از او زیرکانه
دوستم سوخت از سوز سرما
تو فقط مس گرفتی بهانه
آب خواهی شد از داغ خورشید
از تب تند این عاشقانه
آدم برفی سرد و مغرور
گمشو از کوچه از بام خانه
هم دماغت هویج و دروغی
هم دهانت ته هندوانه

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
katayoon

از اينکه محبت کرديد و نظر داديد ممنون و سپاسگزارم

احسان

دلم برای زمین می سوزد ... که دلزده از خواب برخواسته ... و شکوفه ها که از سر بیزاری می خندند ... و ما بی خبر از یگانگی روح هایمان ... هر یک ... رساله ای نوین در تفسیر آفتاب ... تدوین می کنیم ... شعرهایتان را خواندم ... موفق باشید

Parinaz

کتايون جونم خيلی شعرت قشنگ بود.:(

Fatemeh

سلام کتايون جون....شعرات خيلی قشنگه...آفرين...راستی بی معرفت يه حالی از من نمي پرسی...من شمارم عوض شده...ID تو رو نداشتم که بهت بگم....ID من همينه که نوشتم...خيلی خوشحال شدم..مواظب خودت باش...‌Babye‌

python

داری مثه حجاريان (صاایران) ميشی هر روز بهتر از دیروز

shima

سلام شعرهايت خيلی قشنگند

Khosrow

Among all the published poems on this page so far I love the "Matarsak" the most. Often I feel like him and not knowing what kind of game this life has for me. Is it true that one of the poet's responsibilities is to bring the deeply buried feeling of the reader to surface and enable him to face them. Then, I'd say you succeded with this poem greatly. Thank you and best of luck.

fatemeh

کجايی؟؟؟؟؟؟؟چرا ديگه نمی نويسی؟؟؟؟

katayoon

salam fateme jan mamnun ke yade man hasty email man ine kata_yoon@yahoo.com

kyanoush

yadesh bekheir maman ye bar goft in shereto bekhouni:) vali baraye man ke mikhoundi khahare mani dige tabiiye in estedad