گوش کلاغها کر
در زندگانی ما
آن حس سبز و جاری
شور و جوانی ما
از ريشه بيقرارم
هر شاخه ام چو شعری
کو بيت آتشينش؟
برگ خزانی ما
تا از سرم بيفتد
در پای رهگذاران
زيباييش فزون باد
راز نهانی ما
جوی از جدايی آمد
باران اشکهايم
روی زمين چه می کرد
آن آسمانی ما
دل را سپرده بودم
بی ریشه مرده بودم
تا زندگانيم داد
او جاودانی ما
ای ريشه در دل خاک
ای شاخه تا لب ماه
نذر رسيدنت کن
شب سايبانی ما
يک عمر حرف دارم
يک کوچه شعر اما
هر بار سايه ای شد
در پاسبانی ما
...

/ 8 نظر / 8 بازدید
hd

؟

shirin

سلام . حداقل می گفتی گوش شيطون کر به هر حال جالب بود

qazal

سلام . بابا کتی يه خورده شعرات از خودت دور شدن . لطفن برگرد !! تا بعد ...

sara jooooooooooon

کتی تورو قران راجب شعرات بيشتر توزيح بده .

python

يعنی اين غزل تو رو از خودت بيشتر ميشناسه؟ عجبا