تقویم را ورق می زنم اما آنچه هست <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دلتنگی مرا زیاد لحظه ها نمیبرد

کهنه خری که می گذرد از گذار شهر

این لحظه های نبودنت را نمی خرد

 

/ 2 نظر / 6 بازدید
نریمان

من نمیدونم تو چیکار داری به کار این کهنه خر ها و نمکی ها...یه بار شعراتو میدی به نمکی...بعد من میرم با کلی جون کندن و ... !شعرا رو پس میگیرم یه بار هم که لحظه های نبودن اون بیچاره! رو میدی به کهنه خر..حالا خوبه اونا رو به خر کهنه تحویل ندادی...وگرنه من که زبون خرها رو بلد نبودم باس چه خاکی به سر میکردم؟!