حق با توست بايد درنگ کرد

بايد هنوز برای سايه های کوچک آينده دستهايمان بکارد

ولی ترس اين را دارم که همين  درنگ همين فاصله آفتی باشد برای مزرعه کوچکمان .

/ 6 نظر / 4 بازدید
NegiN

کتی جون ممنون از محبتت... نازنين توئی که بی معرفتی های منو به روم نمياری..

NegiN

ام.. راستش از صبر و درنگ و انتظار.. از هر سه تاش بدم مياد ( کارايی که بيشتر مواقع توی زندگيم مجبورم به انجام دادنشون! واقعا مجبورم.. ) اما از ترسيدم بيشتر از اين سه تا بدم مياد.. من وقتی مجبورم توی يکی از اون سه تا حالت بالا که گفتم قرار بگيرم هميشه سعی می کنم باهاش زندگی کنم که ترس جزئی از زندگيم نشه..تو ام قبول داری که ترسیدن آدمو متوقف می کنه؟

همون کلاغ سپید...

سلام کتی خانم...چه معنی داره جواب مارو نميدی...اين لينکی که گذاشتمو ببين...ترسو نباش!

NegiN

آخ گفتی فيلم عروسی.. ای کاش خودشونم اينجا بودن..

maryam_t

ای بابا يکی به من بگه واسه چی واست کامنت ميذارم تو که اينه صبح و شاممی