نا گفته هايی هست با تو
جايی که يک فواره دارد
جايی که بال خسته من
تنها دو راه چاره دارد
يا بسته باشد بپوسد
يا از تو بال و پر آرد
ايوان سبز تو پيداست
بيچاره مرغ آن ندارد
بگذار پر وا کند مرغ
هر خانه اين ايوان ندارد
می خوانی از شوق رهايی
يک جوجه درد نان ندارد
از حس مشهئوری که هر چند
اين روزها پنهان ندارد

/ 5 نظر / 5 بازدید
niloofare Abi

سلام کتی خانوم گل! بازم يه شعر قشنگ خودت :) ما هميشه به ياد شما هستيم :)

Golak

بال خسته نبايد خسته باشه؛بسته باشه!!!بال بايد باز باشه؛شاد باشه.....منم نمردم و يه بيت شعر گفتم....آخی گلو درد هم که داری!!!بابا مواظب خودت باش...اين سهراب يه چيزی گفت تو جدی نگير;)

gomnam

سلام. وبلاگت رو از وبلاگ پيتون پيدا کردم. وبلاگت باحاله. خوشم اومد. خصوصا از اون قطعه ای که تو وبلاگ پيتون هم هست. سپاه چشم. موفق باشي و شاد. باز هم ميام اين ورا

faeze

خيلی قشنگ بود . با بال بسته چيکار می شه کرد ؟