زنی که حقوقش يعنی زحمتی که واسه يک عمر زندگی ميکشه هيچ کجای   GNP  حساب نميشه و هيچ  بيمه ای هم نداره يعنی  وقتی تنها شد براش آب و نون نمیشه اينم از وضع مکانهای کاريه که براش درست کردن و تو ملاقاتش با رييس هر چی ناز و عشوه بيشتری داشته باشه کارش در درجه علمی بيشتری قرار داره و حتی توی دانشگاه خراب شده اش با اينکه از فساد اخلاقی استادش به يه مقام بالاتر پناه می بره همه بهش می خندن و ميگن با يک عضو رسمی هيچ کاری نميشه کرد چه غلطی کنه؟

همه اين اتفاقا واسه همه ما در روز می افته ولی جز اين بلاگ کجا ميشه نوشت ؟

از اونجايی ناراحتم که دردی به جون دخترا و پسرا و حتی پيرزنها و پير مردهای ما افتاده

که اسمش بی تفاوتی اين واقعا هيچ کجای فرهنگ لغت دهخدا نبود.

/ 4 نظر / 6 بازدید
ماهان

خيلی وقته هنگ کردم ... نمی دونم چرا .... سلام

کوزه

به قول جرج اورول٬ خصوصيت واقعی زندگی جديد شقاوت و ناامنی نبود٬ عريانی و ملالت و بی تفاوتی بود.

نريمان

ای طلا بانوی ناب خاوری/بسه تن دادن به نابرابری/چه کسی گفته من از تو بیشترم/چه کسی گفته تو از من کمتری/شرم قصهء منه سکوت من/بی سبب هرگز نبود غروب تو/من شریک جرم آزار تو ام/در لباس یاور و محبوب تو/زخمی باغ عدن،جفت من نیمه من/اسم پر شکوهتو با غرور فریاد بزن/نازنین از قفس بی زار من/جای تو گوشه خاموشی نبود/همدل و همراه من ، کوله تو، پشت پرده فراموشی نبود/قصه اغیارو بسپار دست باد/بذار این افسانه رو باد ببره/گرچه باد از نفس افتاده هم، این فریب کهنه رو نمی خره/ تو همونی که به بیداری رسید/وقتی باد اومد صدامو ببره/چه کسی گفته که تو سفره شب،سهم خورشید من از تو بیشتره؟ / من تموم کردم کلام دردتو / بعد از این نوبت توست بانوی من/این صدا و این ترانه مال توست / بی گذشت از غفلت من حرف بزن!

نريمان

حالا که قراره من هرچی بنويسم تو بگی از رو دست ديگرونه اين شعر ابی رو نوشتم که حدسات بره رو به صحت